-
آشغال
شنبه 16 فروردین 1404 01:26
من تقریبا دو سال میشه که وبلاگ میخونم و وبلاگ قدیمی و جدید و رندوم زیادی خوندم وبلاگهایی که صاحبشان یهو مفقود شده وبلاگهایی که دسترس خارج شده وبلاگهایی که یهو در حالی که میخواستن شروع بشن تموم شدن وبلاگ آدمای باحال وبلاگ آدمای بی مزه وبلاگ آدمای خز واقعا خز وبلاگ نسل زدی هایی که مثل دهه شصتی ها مینویسن وبلاگ آدمایی...
-
بغض آسمون تا تو دلم حرف تو شد . تو به دنیا اومدی حتی خدا محو تو شد
پنجشنبه 14 فروردین 1404 03:22
وبلاگم داداشم رامین رو رمزش رو گم کردم الان خیلی خوابم میاد کاش یه زمان بهتره رو پیدا کرده بودم برای اینکه یاد وبلاگم بیوفتم اما الان ساعت 3:20 شبه و خوابم میاد عشقم به سین خیلی زیاد شده دوباره دیدمش یه یک هفته ۲۴ ساعت پیشم بود همین یه خانومی رو موهاشو کراتین کردم تو این کار خوب پوله بعدا میام چندتا آپدیت مهم دیگم میگم
-
بحث پوله و پله نی من واسه تو یه بانک بخرمم باهام قهری .اصلا این حرفا نی تو رو گردش و سینما پارک ببرمم باهام قهری
جمعه 17 اسفند 1403 14:00
سین بلد نیست حرف بزنه بلد نیست بحث و ادامه بده عاجز و ناتوان در برقراری ارتباطه و من واقعا نمیتونم دوستش داشته باشم فقط رو مخمه دلم میخواد بزنمش حس میکنم هیچی نداره قدش بلند نیست موهاش ریخته و کم وزنه حرف هم نداره که بزنه یه سری دوستت دارم مسخره اصلا برام جالب نیست اون اکسم من اصلا بهش محبت نمیکردم ما همش در کون هم...
-
عکست رفت روی بوم نقاشی
دوشنبه 13 اسفند 1403 22:26
امروز از صبح یهو دلم برای اکسم که بهش گفتم شارژر تنگ شد واقعا دلم تنگ شد تقریبا ۳ ماه باهاش بودم ولی اون موقع بابام نبود و من حتی شبام خونش میخوابیدم چون اجبارم میکرد و اسم رفتن رو میاوردم دعوا میکرد شدیددددد اخرش سر همین تموم شد که میگفت باید عقد کنیم و همه مخالف بودن خلاصه تراژدی بدی بود ولی فقط منو مامانم میدونیم...
-
فکر نکن دوریت به من ضربه نزد ، زد محکمم زد . فکر نمیکردم من به عشقو عاشقی عمرا از قبل
یکشنبه 12 اسفند 1403 22:41
امروز کاملا کلاس نداشتیم ولی گفتم کلاس داریم و رفتم بیرون با بچه ها از ۱۱ تا ۴ که الکی گشتیم این سر اون سر الکی الکی یه عالم دونگ رفت تو پاچم خودمم که زیاد پولی نداشتم انیوی ۴ رفتم خونه دوستم و موندم تا ۷ اونجا کلی حرف زدی ps بازی کردیم حالا من به مامانم زنگ زدم خبر بدم جواب نداد زنگ زدم بابام خواب بود بیدارش کردم...
-
تو ! بهانه من ، موهای خیست رو شانه من ، دو دست گرمت تو دستای من .
شنبه 11 اسفند 1403 02:05
به سین گفتم فالورای دخترت که اشنا نیستن ریموو انفالو کن گفت خب تو بکن منم ریموو انفالو میکنم من انجام دادم اون گفت نه حالا من کسایی رو ریموو اتفالو کردم که دوستای دانشگامن فردا نیبینمشون سلام علیک داریم ولی مثلا به سین گفتم چرا اون دختری که سه روز توی تور چابهار دیدیش ر فالو کردی گفت دوست داشتم و انفالوش نکرد و ما...
-
این جمعه واقعا تاسیانه
جمعه 10 اسفند 1403 00:07
فرنوش اومد دنبالم امروز که بریم دانشگاه اول رفتیم سر محل کارش و بعد رفتیم توی کیف فروشی تا با اکسش که کراششه همزمان و توی فرندزون هستن سلام علیک کردیم با پسر دیدار اول دست ندادم و این دفعه دست دادیم کرسون کرسون رفتیم بعدش سمت دانشگاه که دیدیم کلاسا تشکیل نمیشع و قرار بود از ۲ تا ۶ کلاس باشیم دیگه تشکیل نشدو رفتیم گشت...
-
[ بدون عنوان ]
سهشنبه 7 اسفند 1403 04:54
حوصله نداشتم پاک کردم استوریو
-
گر بر سر خاشاک یکی پشه بجنبد جنبیدن ان پشه عیان در نظر ماست . ولی شوهر تو کرم تو گیلاسه بهجت
شنبه 4 اسفند 1403 14:18
من رفتم بخوابم خدافظ
-
الهی در به در بشی بچه باز شروع کردی واسه لباس بیا برو پیژامه باباتو بپوش
جمعه 3 اسفند 1403 03:34
والا گوشی رو دادم به تعمیری و اقاهه ولش کن بعدا اینارو میگم اقا به دختری هست روی یوتیوب اسم چنلش beebee asmr هست انقدر خوشگله که حدنداره انگار بلا هم هست نمیدونم به نظرم حرف هیلتر در مورد ازدواج کردن زوج های خوشگل درست بوده کاش از این دختره تو هر خونه یدونه بود ادم دلش باز میشه وقتی چشمای ابی و پوست سفیدشو میبینه...
-
دروغه عشق ، دروغه دل تنگی . دروغه دل ، میره با خشتم پیش
سهشنبه 30 بهمن 1403 03:23
خوابم میاد از یکم دانشگاهم شروعه سین بهم احساس عجیبی میده ادم جالبیه با وجود اینکه جلوی موهاش ریخته و قدش به زور میشه ۱۶۷ دوستش دارم اما گاهی هم منفور و نچسبه دوست واقعی پیدا نمیشه حتی منم دوست واقعی نیستم اما حداقل بی شیله پیله و یه رو هستم از بچه های دانشگاه فقط با فاطمه رفیقم که اونماگه جایی حرف من باشه فلان کس...
-
اگه تو با من بمونی عاشق ترینم عزیزم ، اگه بگی فردا میری امروز میمیرم عزیزم
یکشنبه 28 بهمن 1403 17:41
نمیدونم چرا دوره زمونه همچین شده با هرکی اشنا میشی یه طوره حتی با ادمای زیادی اشنا نشدم ولی کاملا متوجه شدم که همه یه ویژگی بد دارن منم دارم یکی ظاهرش خوبه اما بعد یه مدت میفهمی کصخله یکی شکاکه فکر میکنه با همه لاس میزنی یکی خسیسه اب از بین انگشتاش نمیچکه یکی کچل و کوتاهه میگی شخصیتش خوبه بعد یه مدت میبینی شخصیت لجباز...
-
خستم از این همه تظاهر به عشق ، به دروغ قسم ، از ادما و جای شلوغ
شنبه 20 بهمن 1403 22:04
از دیدن یک ادم به صورت مکرر متنفرم حالم بهم میخوره یکی جز خونواده درجه ۱ رو هر روز ببینم و باهام جیک تو جیک باشه از احترام گذاشتن و به زور ،خایمالی کردن متنفرم حالم بهم میخوره از ادم بندال نه خودم بندالم نه حال میکنم کسی بندالم باشه چندشم میشه با یکی زیادی ارتباط بگیرم حالم بهم میخوره ادما از یه جایی به بعد بخوان از...
-
No one noticed
یکشنبه 7 بهمن 1403 02:39
رابطه جدیم که با شارژر بود و خواستگار فامیلی بود تموم شد " ارتباط فامیلی" " اسم مستعار" چون ادمی بود که میخواست خوب باشه اما نمیتونست همه گفتن تموم کن منم تموم کردم حالا دیگه اونجا زندگی نمیکنیم با خانواده به علت مسائل کاری رفتیم یه جای دیگه "یه شهر دیگه " کیلومتر ها فاصله گرفتم به صورت...
-
Morosis
شنبه 29 دی 1403 03:46
the stupidest of stupidities