فرنوش اومد دنبالم امروز که بریم دانشگاه
اول رفتیم سر محل کارش و بعد رفتیم توی کیف فروشی تا با اکسش که کراششه همزمان و توی فرندزون هستن
سلام علیک کردیم
با پسر دیدار اول دست ندادم و این دفعه دست دادیم
کرسون کرسون رفتیم بعدش سمت دانشگاه
که دیدیم کلاسا تشکیل نمیشع
و قرار بود از ۲ تا ۶ کلاس باشیم
دیگه تشکیل نشدو رفتیم گشت و گزار کلی گشتیم
رفتیم یه سر به بچه ها توی یکی از مال ها زدیم
۳ تا از پسرای دانشگاه کار میکنن اونجا جاوید و عارف و مهدی
جاوید چند روز پیش رندوم اومد بهم پیام داد که ازم خوشش میاد
ولی من گفتم تو رابطم
بعد عذر خواهی کرد
منم دیگه به روی خودم نمیارم
رفتیم بهشون سر زدیم
بعد اون ۱ تومنی که به بهونه شهریه دانشگاه گرفتم رو تو کافه خوردیم
بعدش رفتیم یه مال دیگه که به دوست فرنوش سر بزنیم
که رفتیم طرف باریستا بود
و مثل بار قبل شیک نوتلا مهمونمون کرد
بعد وایسادن با هم سیگار کشیدن
منم ناراحت شدم فرنوش سیگار کشید
انیوی
روز خوبی بود
۸ برگشتیم خونه
وای با پاراگراف دوم مغزم رگ به رگ شد
اکسشه ولی روش کراشه ولی توی فرندزون هست و با هم سیگار میکشن
بابا سیگار بعد از کارگری کردن و کار یدی واقعا میچسبه نه اینکه ادم بعد دانشگاه با اکسش بکشه
دوتا ادم مخلتفن اونکه باهاش سیگار کشیدو اونکه رفت پاراگراف اول دیدش
با نفر دومی فقط لاس میزنه